محمد معصوم البكري ( نامى )

299

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

شاه پيوستند و بمراحم مخصوص شدند . درين زمينه شهادت سراج عفيف معتبرتر است . مىگويد كه : « حضرت فيروز شاه خواسته تا از زمين تهته بسوى مركز خود باز گردد . پسر جام تماچى برادر بانهبنه را ولايت تهته داده . . . . با جام و بانهبنه و خيلخانهء ايشان به تمام سوى دهلى بازگشت ( ص 247 ) . . . . جام بانهبنه نيكنام با تمام خيلخانهء خويش از تاثير رعب سلطنت بيش از آثار انوار ازلى در شهر دهلى رسيدند . فرمان شد تا خيلخانهء ايشان را متصل سراى ملك مقام دهند ، تا ايشان بخاطر جمع دران جايگاه ساكن شوند . چون خيلخانهء ايشان در ان محل جاى يافتند ، دران مقام با فرحت تمام آبادان شدند ، و آن محل را سراى تهته نام داشتند . و حضرت فيروز شاه مبلغ دو لك تنكه براى جام و دو لك تنكه براى بانهبنه نقد از خزانه موفوره در وجه انعام سالينه تعين كرده . و جز اين هر روز جامها و اسباب و نعمتهاى فراوان چندان مىيافتند كه تهته را به كلى فراموش كردند ( ص 253 ) . . . . چون ازين چند سال گذشت و تماچى برادر بانبهنه در تهته برگشت حضرت شهنشاه جام را براى دفع شر او در تهته فرستاد . جام در تهته رسيد و تماچى را سمت شهر [ يعنى دهلى ] روان گردانيد ، و بانهبنه هم در دهلى ماند و پيش سلطان فيروز شاه خدمت مىكرد . چون سلطان تغلق شاه بپادشاهى نشست [ يعنى در سنه 790 ه ] بانهبنه را چتر سپيد داد و در تهته روان كرد . بانهبنه در اثناى راه جان به حق سپرد » ( ص 254 ) . ازين فقره مىتوان نتيجه گرفت كه همين جام كه سراج عفيف اسم او نبرده جام خيرالدين بوده است ، و نيز مىنمايد كه جام خيرالدين و جام بانهبنه ( كه